آرمان نوینمشاوره و روان‌شناسی

استرس و اضطراب

منابع استرس چیست ؟

در این مقاله می خواهیم شما را با منابع استرس آشنا کنیم. استرس در هر انسانی ار منبع خاصی بوجود می آید روانشناسان علت استرس­های ما انسانها را  درونی یا بیرونی و یا ترکیبی از هر دو می دانند. • منابع بیرونی: دلایل بیرونی …

در این مقاله می خواهیم شما را با منابع استرس آشنا کنیم. استرس در هر انسانی ار منبع خاصی بوجود می آید روانشناسان علت استرس­های ما انسانها را  درونی یا بیرونی و یا ترکیبی از هر دو می دانند.

• منابع بیرونی: دلایل بیرونی استرس مربوط به محیط و دیگران­اند که مهم­ترین آن­ها عبارت­اند از:

• گرفتاری­های روزانه­ی زندگی مثل تهیه­ی غذا و خرید اجناس • مشکلات مربوط به سلامتی، مانند مراقبت­های درمانی و عوارض جانبی داروها • گرفتاری­های موقت مانند کار بیش از حد، مسئولیت و کمبود وقت • گرفتاری­های شخصی مانند تنهایی و ترس از درگیری­ها • مشکلات محیطی مانند جنایات، تخریب خانه­های همسایگان، سر و صدای اتومبیل و رفت و آمد • مشکلات اقتصادی مانند کمبود درآمد، داشتن قرض، قسط­­ بندی و بدهی­ها • گرفتاری شغلی مانند نارضایتی از شغل، درگیری با رئیس اداره، تعارض با همکاران، آهنگ کار، تکراری بودن کار، نوبت و شیفت کاری و ویژگی­های مربوط به وظیفه • گرفتاری­های امنیتی مانند نگرانی از تغییر قیمت­ها، از دست دادن شغل، بازنشستگی و رکود بازار • زندگی با افراد پراسترس و عصبانی، زیرا استرس آن­ها می­تواند به دیگران منتقل شود • شرایط نامناسب طولانی مدت مانند بیکاری، نداشتن پس­انداز، فقر، شغل نامناسب و ... • وقایع مهم استرس­زا در زندگی (مرگ، ازدواج، جدایی، بیماری، تغییر محل زندگی، تغییر شغل و محل تحصیل) • منابع درونی: گاهی خود فرد سبب ایجاد استرس می­شود. مهم­ترین منابع درونی استرس عبارت­اند از:

• باورهای غیرمنطقی • تفکر اشتباه • ویژگی­های شخصیتی • تعارض در انتخاب و تصمیم­گیری • تعارض و ابهام در نقش و وظایف • ناکامی در رسیدن به اهداف

انواع باورهای غیر منطقی

ده باور غیرمنطقی که سبب استرس در انسان­ها می­شود عبارت­اند از:

• نیاز به تأیید دیگران   65 درصد افراد مضطرب این باور غیرمنطقی را دارند و دوست دارند که همه­ی افراد مهم زندگیشان آن­ها را تأیید کنند، دوست­شان بدارند و از آن­ها راضی باشند.

• توقع بیش از حد از خود داشتن  برای آنکه ارزشمند باشم باید به خواسته­هایم برسم و در تمام کارها موفق و بهترین باشم. من به هیچ وجه نباید اشتباه کنم.

• همه­چیز باید مطابق میل من باشد وگرنه زندگی وحشتناک می­شود. فردی که چنین باوری دارد، رد شدن درخواست ازدواج، وام و استخدام و همچنین مشکلات مالی و ورشکستگی، رد شدن در امتحان، بیماری و مرگ عزیزانش و... را غیرقابل تحمل می­داند.

• مردم همیشه باید درست و منصفانه رفتار کنند .  این باور غیرمنطقی می­گوید که افراد باید به خاطر دروغ­گویی، بی­ادبی، خودخواهی و رفتار غیرمنصفانه سرزنش و تنبیه شوند.

«عجب آدم بی انصاف و بدی است! من که به او خوبی کردم، چطور دلش آمد با من این کار را بکند؟»

• نگرانی بیش از حد افرادی که بیش از حد نگرانند، اعتقاد دارند که باید به همه­ی خطرات و تهدیدات زندگی فکر کنند و نگران آن­ها باشند؛ در غیر این صورت، اتفاقات ناخوشایندی می­افتد. بنابراین، آن­ها همیشه نگران­اند که بر اثر سیل، آتش­سوزی، بیماری، تصادف، جدایی، خیانت، ورشکستگی و... آسیب ببینند.

• انسان­ها و چیزها باید بهتر از آنچه هستند باشند.   وقتی کسی نمی­تواند راه­حل گرفتاری­ها و مشکلات را پیدا کند، زندگی را وحشت­انگیز و غیر قابل ­تحمل می­داند.

«چرا خانواده­ی من روشن­فکر و تحصیل­کرده نیستند؟»

« چرا وضع اقتصادی کشورم این­طور است؟»

« چرا نمای این ساختمان زیبا نیست؟»

• ناتوانی عاطفی  فرد باور دارد که ناراحتی و بدبختی­­اش ناشی از چیزهایی است که برای برطرف کردنشان کاری از دستش بر­نمی­آید و تا زمانی که فشارها کاهش نیابند، ناراحتی­اش از بین نخواهد رفت.

• دوری کردن از مشکلات  فرد باور دارد که اجتناب از بعضی مشکلات زندگی از روبرو شدن با آن­ها آسان­تر است و اگر از مسئولیت­ها، مشکلات و چیزهای ناراحت­کننده دوری کند، زندگی شادتر و راحت­تری خواهد داشت.

• درماندگی بعضی افراد باور دارند که تأثیر اتفاقات گذشته سبب رفتارها و احساسات آن­ها در زمان حال است و اثرش همیشه باقی خواهد ماند.

«ریشه­ی مشکلاتم اتفاقات گذشته است و همچنان بر احساس و رفتارم تأثیر می­گذارد.»

اعتقاد به بخت و اقبال

فرد باور دارد که خوشبختی از عدم تلاش و بی­توجهی به دست می­آید.

«اگر شانس داشتم، در کشوری پیشرفته یا خانواده­ای روشن­فکر و ثروتمند بودم و خوشبخت می­شدم.»

انواع تفکر اشتباه

• شیوه­ ی تفکر اشتباه مانند باورهای غیر­منطقی است زیرا موجب می شود تا  فرد در برابر اتفاقات زندگی­اش خود را یک قربانی ببیند و به جای مقابله با مشکلات، از آن­ها دوری کند یا در برابرشان تسلیم شود. تفکر اشتباه باعث ایجاد احساس ناراحتی، نارضایتی و استرس زیاد می­گردد و مانند ویروس کامپیوتر، ذهن انسان را مختل می کند. مهم­ترین افکار اشتباهی که باعث ایجاد استرس می شود عبارت­ اند از:

• تفکر سیاه و سفید (همه یا هیچ) : در نظر این افراد همه چیز یا عالی است یا بد. در نظر آن­ها دیگران یا موفق و خوب اند یا بد و ناموفق. آن­ها حد تعادل را در نظر نمی گیرند؛ پس همه چیز را سیاه یا سفید می بینند. چند نمونه را با هم مرور می کنیم: • «اگر این کار را به طور کامل انجام ندهم، وقتم را هدر داده ام.» • «یا ماشین نمی­خرم یا گران قیمت ترینش را انتخاب می کنم.» • «اگر آنچه را که می­خواهم به دست نیاورم، خوشبخت نخواهم بود.» • «نمی­توانم هیچ­ کاری را درست انجام دهم. اگر همیشه از من حمایت نکنی، بنابراین دوست نداری به من کمک کنی.» • بیش از حد باید و نباید گفتن: این افراد در ابتدای جملاتشان از باید و نباید استفاده می کنند. به نمونه­ های زیر دقت کنید: • «من باید بین دوستان، همکاران و فامیلم بهترین و نفر اول باشم.» • «من باید درباره­ی همه­ چیز آگاهی داشته باشم.» • «من نباید اشتباه کنم.» • «من نباید از دیگران درخواست کمک کنم.» • فاجعه ساز ی : فرد اتفاق کوچک و پیش پا افتاده­ای را بیش از حد بزرگ، وحشتناک و فاجعه­ آمیز جلوه می­دهد. به بیان دیگر فاجعه­ سازی یعنی از کاه، کوه ساختن. • «من در شرکت، هنگام کار یک اشتباه کردم. فردا رئیسم از اشتباه من مطلع و عصبانی خواهد شد و حتماً من را اخراج خواهد کرد. بعد از اخراج شدن هم کم کم فقیر می­شوم و همسرم هم من را ترک خواهد کرد.» • «من به شدت سرما خورده­ ام. حتماً چرک گلویم خوب نمی­ شود و وارد قلبم می شود و بعد، سکته می­کنم و می­میرم.» • «در مهمانی چای را ریختم. همه ی مهمان ­ها و صاحب­خانه فهمیدند که من دست و پا چلفتی­ام و حتماً در دل خود به من خندیدند. آبرویم رفت و دیگر من را دعوت نمی کنند.» • ربط دادن بیش از حد: فرد بر اساس یک یا دو مورد از یک اتفاق، آن را به تمام اتفاقات مشابه ربط می­دهد یا  موضوعاتی را که هیچ ارتباطی با هم ندارند، به یکدیگر ربط می­دهد. این افراد هر اتفاق منفی و تلخی را به عنوان نوعی شکست بی پایان می­بینند و فکر می­کنند که همه­ چیز بد و منفی است. • «در کارم دچار مشکل شدم و شغلم را از دست دادم. بنابراین دیگر شغلی پیدا نخواهم کرد و موفق نخواهم شد.» • «چون کلاس زبان را رها کردم و ادامه ندادم، پس کلاس موسیقی را هم ادامه نخواهم داد.» • «دیگران به درخواست دوستی من جواب رد می دهند؛ پس هیچ­کس من را دوست ندارد. همیشه دنیا بر خلاف میل من است.» • «او به من خیانت و من را ترک کرد. دیگر نمی­توانم به هیچ­کس اعتماد کنم و همیشه تنها خواهم ماند.» • فیلتر ذهنی یا منفی بافی: کسی که منفی­ بافی می کند، در زندگی و روابطش با دیگران تنها به انتقادات، مشکلات و خاطرات تلخ توجه می کند و نسبت به اتفاقات خوب و تحسین های دیگران بی توجه است. به بیان دیگر، داشتن فیلتر ذهنی یعنی نیمه­ ی خالی لیوان را دیدن. • «او از من تعریف و تمجید کرد که آخرش از من ایراد بگیرد؛ چون هدفش ایراد گرفتن از من بود.» • «دوستم دیر با من تماس گرفته است. حتماً من برای او ارزشی ندارم و دوست داشتنی نیستم.» • ندیدن ویژگی های مثبت خود: نادیده گرفتن ویژگی­ های مثبت خود مانند توانایی­ ها و مهارت­ها. • «من هیچ توانایی و مهارتی ندارم و نمی توانم به تنهایی کارهایم را انجام دهم؛ چون دیگران بهتر از من آن ها را انجام می­ دهند.» • قضاوت عجولانه: فرد بدون داشتن مدرک و شواهد درباره ­ی رفتار، گفتار و احساس دیگران نسبت به خودش، سریع آن­ها را قضاوت می کند و درباره ­ی اتفاقات آینده به صورت منفی پیشگویی می­ کند. قضاوت عجولانه به دو صورت در افراد مختلف دیده می­شود که عبارت ­اند از: ذهن­ خوانی: فرد بدون داشتن دلایل کافی از افکار دیگران درباره­ی خود، حدس می­زند که دیگران نسبت به او نگرشی منفی دارند یا بدون اینکه علت رفتار دیگران را بداند ، آن­ها را قضاوت می کند. موارد زیر نمونه هایی از ذهن­ خوانی است:

• «طرز نگاهش نشان می­دهد که از من خوشش نمی آید.» • «او از کنار من بی ­اعتنا رد شد. اگر من برایش ارزش داشتم، به من سلام می­کرد.» • «من می­دانم که آن­ها در پشت این چهره و برخورد دوستانه، در دل خود به من می خندند.» پیشگویی اشتباه آینده: فرد آینده­ی خود و دیگران را بد و منفی پیش­بینی می کند.

• «من در زندگی شکست خواهم خورد.» • «اگر او من را ببیند، ازمن خوشش نخواهد آمد.» • «من مریضم و هیچ­وقت خوب نخواهم شد.» • بزرگ نمودن اتفاقات منفی و ضعف­ ها و کوچک نمودن اتفاقات مثبت و توانایی ­ها: این افراد موفقیت­ های خود را بی ارزش و موفقیت­های دیگران را بیش از حد مهم و بزرگ تلقی می­کنند. « این خیلی بد است که من استفاده از کامپیوتر را بلد نیستم؛ چون همه بلدند.»

« من گواهینامه­ی رانندگی دارم اما خیلی مهم نیست؛ چون همه گواهینامه­ی رانندگی دارند.»

• استدلال احساسی: شخصی که دچار استدلال احساسی شده است، هیچ دلیل درست و منطقی برای صحبت­های خود ندارد و فکر می­کند که احساساتش دلیلی واقعی و درست است. به مثال­های زیر توجه کنید:  فردی احساس می کند که جذاب نیست و نتیجه می­گیرد که حتماً همین­طور است.

شخصی ناامید و غمگین احساس می­کند که زندگی تیره و تار است؛ بنابراین فکر می­کند که حتماً همین­طور است.

• برچسب زدن : فرد پس از هر اتفاق ناخوشایند، صفاتی منفی را که واقعیت ندارند به خود یا دیگران نسبت می­دهد. مثلاً خود را خنگ، زشت، بی­­عرضه، بی­­اراده، بی­­مسئولیت، تنبل، بی­­برنامه و ... می­داند. «من احساس گناه می­کنم چون این حق من است.»

• انتقاد کردن از خود: فرد خود را دلیل اتفاقات منفی و شکست­هایش می­داند و بدون دلیل موجه، مدام خود را سرزنش می­کند و از خود انتقاد می­کند که این کار موجب احساس گناه می­شود. « اگر تلاش کرده بودم، حتماً موفق می­شدم.»

« اگر آن حرف را نزده بودم و رفتارم جور دیگری بود، الان این­طور نمی­شد.»

12- به خود گرفتن: فرد خود را مسئول تمام اتفاقات می­داند و سایر عوامل را در نظر نمی­گیرد و فکر می­کند منظور از حرف­های دیگران تحقیر یا مسخره کردن او است. چنین شخصی اتفاقات تلخ و بد را مربوط  به خود می­داند. به مثال­های زیر توجه کنید.

• «دیگران درباره­ی ورزش کردن، تغذیه­ی درست و تناسب اندام صحبت می­کنند؛ منظورشان این است که من پرخور و چاقم.» • «باران باریده است تا روز من را خراب کند و نتوانم کارهایم را انجام دهم» • « دو نفر از مهمان­ها زودتر رفتند؛ این نشان می­دهد که من حتماً خوب پذیرایی نکردم.» • «بیماری­ام بدتر شده است و من مقصرم.» 13- مقایسه­های نادرست: این افراد ظاهر و باطن خود و زندگیشان را فقط با ظاهر زندگی دیگران مقایسه می­کنند و  چون فکر می­کنند که دیگران از خودشان بهتر و موفق­ترند، عصبانی می­شوند.

« او از من خیلی خوشبخت­تر است.»

ویژگی های شخصیتی

• رفتار تیپ شخصیتی A : این افراد به دلیل ویژگی­های تنش­زای خود نسبت به دیگران استرس بیشتری دارند. ویژگی­های افراد تیپ A عبارت­اند از: • افراد تیپ شخصیتی Aهمه­ی کارهایشان را از جمله حرف زدن، نوشیدن، خوردن، راه رفتن، نشستن و بلند شدن، کار کردن، رانندگی کردن و مطالعه، سریع و با عجله انجام می­دهند. • آن­ها از کند کار کردن، تأخیر و بدقولی دیگران بی­­حوصله و ناراحت می­شوند، زیرا افراد تیپ A از منتظر ماندن و در صف ایستادن رنج می­برند. • آن­ها وقت­شناس­اند و نسبت به زمان حساس­اند، یعنی مدام به ساعت نگاه می­کنند. همچنین، آن­ها زود­تر از دیگران در محل قرارهایشان حاضر می­شوند. • افراد تیپ شخصیتی A خود را با دیگران مقایسه می­کنند و تمایل زیادی به سرزنش کردن خود دارند. این افراد جنبه­های منفی را نیز پررنگ­تر نشان می­دهند. وقتی در کاری شکست می­خورند، بیش از حد از خود انتقاد می­کنند تا خود را اصلاح کنند. • آن­ها رقابت­جو و اهل پیشرفت­اند و در همه­چیز با دیگران رقابت می­کنند. در کارها و ورزش­هایی شرکت می­کنند که برنده دارد. • برنامه­ی زندگیشان (کاری و تحصیلی) فشرده است و بیش از حد کار می­کنند. یعنی در روزهای تعطیل نیز مشغول کارند و بدون احساس رضایت و خوشنودی از تلاش و موفقیت­هایشان، در جهت پیشرفت و رسیدن به اهدافشان تلاش می­کنند. • سعی می­کنند که همزمان بیش از یک کار انجام دهند؛ مانند تماشای تلویزیون و استفاده از تلفن همراه به هنگام غذا خوردن. • حس ریاست­طلبی و مسئولیت­پذیری بیش از حد در جمع دارند. تقسیم قدرت برای آن­ها دشوار است و در نتیجه کمتر آمادگی مشورت کردن درباره­ی مسئولیت­های کاری را دارند و بر سنگینی کار خود می­افزایند. آن­ها سعی می­کنند بحث­های گروهی را نیز در اختیار بگیرند. • فرد تیپ A کمال­گرا است، یعنی توقع دارد که به طور دائم کار خود را بهتر سازد؛ چون شعار آن­ها این است: «باید در هر زمینه­ی مورد علاقه­ام متخصص و بهترین باشم.» • برای آن­ها تمرکز کردن بر کارها و بازی­هایی که نیاز به توجه دارد دشوار است. • هنگام تفریح و استراحت کردن احساس گناه می­کنند. • آن­ها به دلایلی که دربالا گفته شد، سریع خشمگین می­شوند و پرخاشگری می­کنند. • افراد پر­طاقت و در مقابل، افراد کم­طاقت: افراد پرطاقت مقاومت و تحمل بیشتری در مقابل استرس مخرب دارند، زیرا آن­ها متعهد و مسئولیت پذیرند و نسبت به اشخاص کم­طاقت بیشتر احساس کنترل و تمایل به چالش دارند. • داشتن احساس انسجام و یکپارچگی: این افراد در مقابل استرس مقاومت و تحمل بیشتری دارند، زیرا آن­ها دوست دارند که دنیای خودشان را درک کردنی، اداره شدنی و با معنا ببینند. • انعطاف­پذیری: افرادی که با وجود داشتن زندگی سخت در دوران کودکی، توانا و سازگار بار می­آیند، نسبت به استرس مقاومت و تحمل بیشتری دارند. • امیدواری و هدفمندی: کسانی که به آینده امیدوارند و برای رسیدن به هدفی تلاش می کنند، در برابر استرس مقاومت و تحمل بیشتری دارند. • تعارض در انتخاب و تصمیم­گیری تعارض به حالتی می­گویند که فرد در انتخاب و تصمیم گیری بین دو چیز یا دو گروه، درمانده شده و نمی­داند کدام را انتخاب کند. تعارض باعث ناکامی و استرس در ما انسان­ ها می­ شود.

انواع تعارض

• تعارض جاذبه – جاذب که کمترین استرس را در فرد به وجود می­آورد، زیرا در این حالت، فرد هر انتخابی بکند برایش خوشایند است؛ مانند انتخاب بین دو نوع غذای مورد علاقه و مسافرت به سواحل شمال یا جنوب. • اجتناب – اجتناب که بیشترین استرس را در فرد ایجاد می­کند، زیرا فرد دوست دارد که از هر دو آن­ها اجتناب کند. اگر از یکی از آن­ها دوری کند، به ناچار باید دیگری را انتخاب کند. مانند ترس از رفتن به دندان­پزشکی یا تحمل درد عفونت و پوسیدگی دندان. • تعارض جاذبه – اجتناب که در این تعارض یک هدف می­تواند در فرد هم جاذبه و هم دافعه ایجاد کند. « من شیرینی خامه ­ای را دوست دارم اما چربی ­اش زیاد است.»

• تعارض جاذبه – اجتناب چندگانه که در واقع پیچیده ­ترین نوع تعارض است، مانند تعارضی که شما در شب امتحان، بین مطالعه کردن و رفتن به مهمانی پیدا می­ کنید. هر کدام از آن­ها را انتخاب کنید، سود و زیانی برای شما به دنبال دارد. اگر مطالعه کنید، خسته می­شوید و نمی­توانید به مهمانی بروید، اما مطالعه نگرانی شما را درباره­ی قبول نشدن کاهش می ­دهد. اگر مهمانی رفتن را انتخاب کنید، از آن لذت می ­برید اما امکان دارد که در امتحان قبول نشوید. • ابهام در نقش و وظایف:  وقتی که فرد وظایف مشخصی در گروه یا سازمانی که در آن مشغول به کار است ندارد، اغلب اوقات دچار تنش می ­شود؛ چون نمی داند که از او چه انتظاری دارند و چه کاری را در چه زمانی و به چه صورت باید انجام دهد.

• ناکامی در رسیدن به اهداف ناکامی یک حالت روانی است که زمانی که فرد در راه رسیدن به اهداف و نیازهای خود به مانع برمی­خورد، دچارش می شود. این ناکامی می تواند در ازدواج، امتحان، کنکور، پیدا کردن شغل، تهیه ی محل سکونت و ... باشد.

همانطور که ذکر شد استرس واکنشی است که ما نسبت به یک رویداد از خود نشان می دهیم و می تواند منابع مختلفی داشته باشد. مثلا عوامل بیرونی مثل  طبیعی (زلزله، ترافیک)،  خانوادگی مانند (طلاق، تنش­های والدین و.... )، عوامل درونی مانند (تفکر  منفی و تیپ شخصیتی و...).

منبع کتاب: من استرس دارم اما آنرا کنترل می­ کنم از سری کتاب­ های خودیاری نوشته دکتر محمد قهرمانی­ خرم و مریم باباخانی از انتشارات بهار­سبز می ­باشد.